محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

251

تاريخ الطبرى ( فارسي )

قيمت يوسف نا چيز بود ، گويند : او را به بيست درهم فروختند و تقسيم كردند و ده نفر هر كدام دو درهم برداشتند و دراهم معدود بود ، نه وزن شده ، زيرا در آن روزگار قيمت درم از روى وزن بود و به قولى به چهار درهم فروختند و به قولى بهاى وى بيست و دو درهم بود . گويد : آنكه در مصر يوسف را بخريد مالك بن دعر بن يوبب بن عفقان بن مديان بن ابراهيم بن خليل بود و چون او را بخريد به زن خود گفت : « وى را گرامى بدار . » از ابن عباس روايت كرده‌اند كه نام خريدار يوسف ، قطفير و به قولى اطفير بن روحيب بود و لقب عزيز داشت و خزاين مصر بدست وى بود و چنان كه از ابن اسحاق روايت كرده‌اند شاه ، ريان بن وليد يكى از عماليق بود ، ولى ديگرى گويد : در آن هنگام شاه و فرعون مصر زيان بن ثروان بن اراشة بن قاران بن عمرو بن عملاق بن لاوذ بن سام بن نوح بود . بعضىها گفته‌اند عاقبت اين شاه ايمان آورد و پيرو دين يوسف شد و يوسف پس از وى زنده بود و از پس وى قابوس بن مصعب بن معاوية بن نمير بن سلواس بن فاران بن عمرو بن عملاق بن لاوذ بن سام بن نوح عليه السلام بشاهى رسيد كه كافر بود و يوسف او را به اسلام خواند و نپذيرفت . بعضى اهل تورات گفته‌اند كه حكايت يوسف و به مصر رفتن وى چنان است كه او هفده ساله بود و سيزده سال در منزل خريدار خويش بماند و چون سى - ساله شد فرعون مصر وليد بن ريان او را به وزارت گرفت و صد و ده ساله بود كه بمرد و به برادرش يهودا وصيت كرد و از وقتى كه از يعقوب دور شد تا وقتى كه دوباره در مصر به دو رسيد بيست و دو سال فاصله بود و يعقوب و كسانش هفده سال در مصر پيش يوسف بودند و يعقوب صلى الله عليه و سلم به يوسف عليه السلام وصيت كرد . و يعقوب با هفتاد كس به مصر آمده بود .